الشيخ محمد تقي بهجت
487
جامع المسائل ( فارسي )
مماطله و نحو آن . و همچنين هَرَب كه اقوى از مماطله است در غير عاجز . و ظاهراً فرقى بين قبل از اخذ به شفعه و بعد از آن نيست و در هر دو ، شفعه منتفى است ، نه چنانچه فرموده شده تفصيل است بين تحقّق اين امور قبل از اخذ به شفعه و بعد از آن و در دومى خيار فسخ براى مشترى ثابت است . شروع سه روز مهلت دور نيست كه ابتداى ثلاثه ايام تأجيلى ، زمان مطالبهء مشترى بعد از اخذ به شفعه از روى استحقاق باشد ، نه زمان مجرد بيع اگر چه شريك عالم نباشد ، يا اخذ به شفعه نكرده باشد براى عذرى . و در ثلاثه ، تلفيق هم كافى است ، و ظاهر در تلفيق ملاحظهء خصوص وقتى از روز يا شب كه ابتداى ثلاثه است تا مثل آن از روز يا شب بعد است . احتياج شفيع به مهلتى بيش از سه روز و اگر محتاج شد شفيع به ازيد از سه روز به واسطهء غيبت ثمن و وجود آن در بلد ديگر ، مقدار زمان رفت و آمد در آن بلد مزيد بر ثلاثه ملحوظ مىشود در صورتى كه فوق العاده و موجب تضرر مشترى نباشد . عدم مانعيت غيبت شريك از استحقاق شفعه غائب بودن شريكْ ، مانع از استحقاق شفعه نيست ، بلكه اگر وكيل عام و مطلق دارد در بلد بيع حاضر است ؛ و اگر ترك انشاء اخذ نمود با علم به مباشرت و توكيل به حدّى كه موجب اضرار بر مشترى باشد بيش از سه روز و زيادتى متعارفه كه مورد احتياج در رفت و آمد باشد يا وصول به مقصود به توسط وكيل باشد ، شفعهء او باطل مىشود . و دور نيست تحديد حاضر به سه روز عذر و زيادتى متعارفهء مذكوره ، در غائب هم جارى باشد ؛ پس اگر غيبت به حد اضرار بيش از مقدار مذكور در حاضر معذور طول بكشد ، دور نيست سقوط شفعه از اول يا در زمان زيادتى اضرار بر اضرار مغتفر از حاضر معذور . حكم حاضرى كه بخاطر عذرى ، متمكن از اخذ به شفعه نباشد و همچنين است حال در حاضرى كه به سببى از اعذار ، متمكَّن از اخذ به شفعه و لوازم آن نباشد ، مثل مرض و حبس به غير حق يا به حق با عدم قدرت ، در تحديد به